تبليغاتX
علامه - مولانا - حافظ - حکایت 9 - نقلی از جنید - رونده!

علامه - مولانا - حافظ

تفسيرهاي آسان قرآن با همراهی مولوی و حافظ

                                          

 

نقل است که جنید را مریدی بود که باهم در بادیه می رفتند. گوشه لباس مرید پاره بود و آفتاب سوزان. بدنش از حرارت سوخت و خون بیرون می زد. گفت: امروز روز گرمی است.

جنید او را گفت:  برگرد که هم صحبتی تو را نتوانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 17:20  توسط رهرو مجتمع 42  |