تبليغاتX
علامه - مولانا - حافظ - حکایت 16- از منطق الطیر عطار نیشابوری - فراموشی همدم

علامه - مولانا - حافظ

تفسيرهاي آسان قرآن با همراهی مولوی و حافظ

پیر عابدی که عمر طولانی کرده و از خلق دوری گزیده و به سعادت رسیده بود در جای دور افتاده ای مشغول ذکر حق بود و جز حق همدلی و مونسی نداشت که چون حق همدم گشت از همه بی نیاز است. در آنجا درختی بود و پرنده خوش الحانی بر آن لانه داشت. مرغ خوش آواز چون آواز سر میداد، سر راز در آوازش بود که آهسته آهسته عابد پیر به دمسازی او اندکی ﭐنس گرفت. حق سوی پیغمبران روزگارش وحی کرد و گفت: بگویدش عجب که پس از سالها که از عشق ما سوختی و روز و شب طاعت کردی ﭐنس مرا چگونه به مرغی بفروختی و خانمان ﭐنس و وفاداری را سوخت.

 

تو بدین ارزان فروشی هم مباش

هم دمت ماییم و بی همدم نباش

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 11:24  توسط رهرو مجتمع 42  |