غافلی در پیش زاهد چله نشین شد و از ابلیس گلایه کرد که او دین ما را به طراری تباه کرده و مرا غافل ساخته. زاهد بدو گفت: ای عجب که پیش از تو ابلیس نیز بر من شد و از تو آزرده بود و از ظلم تو بر فغان که این دنیا جمله اقطاع من است و آنکه دشمن دنیاست از من نیست. بگو که دست از دنیای من کوتاه کند و عزم راه خویش نماید.
|
هرکه بیرون شد از اقطاعم تمام |
نیست با او هیچ کارم والسلام |
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 11:27  توسط رهرو مجتمع 42
|
