نو مریدی که به همراه شیخش در سفر بود اندک مایه زری داشت که آن را از شیخ پنهان کرده بود. شیخ می دانست و چیزی نمی گفت. به وادی رسیدند که دو راهی داشت. مرید از شیخ پرسید: از کدام راه بهتر است؟ شیخ پاسخ داد: به هر راهی که می خواهی می توانی بروی زانکه در حال حساب برویم زر به طراری افتادی.
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 10:14  توسط رهرو مجتمع 42
|
