تبليغاتX
علامه - مولانا - حافظ - حکایت 27- از منطق الطیر عطارِ نیشابوری - طالب

علامه - مولانا - حافظ

تفسيرهاي آسان قرآن با همراهی مولوی و حافظ

شبی پروانگان جمع بودند و جملگی طالب شمع. یکی از آنان برای خبر آوردن از شمع به پرواز آمد و در قصری دور نور شمعی را بدید در بازگشت، آنچه دیده بود را در فهم خود از شمع بازگفت. ناقد گفت: او آگهی از شمع ندارد و دیگری رفت و خویشتن بر شمع زد و بازگشت و مشتی راز از وصال خود با شمع شرح داد. ناقدش گفت: که او نیز چیزی از شمع ندید. دیگری برخاست و مست و پای کوبان بر آتش نشست. چون سر تا پای وجودش از آتش سرخ شد، ناقد او را از دور بدید و گفت: این پروانه در کار است. چه او از جسم و جان بی خبر شده و از جانان خبر یافته.

 

نیست چون محرم نفس این جایگاه

در نگنجد هیچکس این جایگاه

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 10:25  توسط رهرو مجتمع 42  |